وبلاگ

روستای گردشگری برون – شهرستان فردوس – خراسان جنوبی

گزیده ای از تاریخچه روستای برون ( قسمت اول)

سخنی با خوانندگان

با سلام خدمت کلیه برونیهای عزیز در هر نقطه از ایران،

سلامی چو بوی خوش آشنایی که از دل بر آید و بر دل نشیند، بار دیگر فرصتی فراهم گردید تا  در خدمت مردم با صفا و زحمتکش و فهیم روستایمان باشیم. چند ماهی قبل این تاریخچه به صورت مختصر به چاپ رسید و در بین مردم توزیع شد و حتما شما مطالعه نموده اید . در این شماره سعی شده است با بیانی زیباتر و با مطالبی گسترده تر ضمن شناساندن این روستا به تمام مردم منطقه، قدمی هر چند اندک در راستای حل مشکلات و معضلات دیار خویش بردارم اما آنچه خواسته من از شما مردم شریف برون می باشد، این است که من را در راه بلند و دشواری که در پیش گرفته ام یاری نمایید. با مطالعه تک تک قسمت های این تاریخچه  کاستی ها و نقایص آن را به اینجانب  گوشزد نمایید. هدف من شناساندن روستایم به مردم منطقه، و در مراحل بعدی به مردم استان است و حال دست نیاز به سوی شما دراز می کنم زیرا به قول معروف در هر سری فکری نهفته است پس بیایید افکارمان را روی هم بریزیم  و ببینیم چه کاری می توانیم انجام دهیم که برون همچون گذشته بر تارک تاریخ منطقه بدرخشد و ما در سایه سار این دُرّ پنهان در کویر، حداقل قدری زندگی اجتماعی، فردی و معیشتی خویش را سروسامانی دهیم.  اینک می رود تا بار دیگر دهستان پر آوازه سده های کذشته برون، بیرون از تمام زد و بند های اداری و تعارفات معمول، خودی خویش را باز یابد و این  نیست مگر با وحدت عمل و گفتار همه ما، یک چیز بگوییم و یک هدف داشته باشیم آن هم آبادانی هرچه بیشتر سرزمین مادریمان برون باشد.

با توجه به اینکه در گذشته دهستان برون یکی از دهستانهای مهم و معروف شهرستان به شمار می رفت و چند سالی است که دیگر از آن نامی به میان نمی آید تصمیم گرفتم که با کمک جوانان فعالی که در روستا داریم روستایمان را دوباره همچون گذشته بر سر زبانها قرا دهیم به همین منظور ابتدا تصمیم گرفتم برای شروع کار تاریخچه ای مختصر از برون ارائه دهم تا این روستای تاریخی و فراموش شده بار دیگر سرآمد شود و این محقق نخواهد شد مگر با همت همه جوانان روستا و البته بزرکتر های روستا که همیشه یار و یاور ما جوانان بوده اند و خواهند بود.

این تاریخچه را طی تحقیقات چند ساله جمع آوری نمودم و در اختیار کلیه کسانی که برون هنوز هم برایشان ارزش دارد قرار    می دهم امیدوارم که به دست مسئولین هم برسد و بدانند که برون چه بود و چه شد و نمی دانم چه خواهد شد. امیدوارم بدتر از این دیگر نشود. البته بهتر است بگویم از این ویران تر و نابسامان تر نشود.

حتما تا به حال به خود گفته ایم چقدر خوب است ما در برون تمام نیازهایمان را خودمان برطرف بکنیم و برای تهیه آن به فردوس یا اماکن دیگر مراجعه نکنیم. مثلا امور مربوط به دامداری و کشاورزی، استفاده از سوپرمارکت ها و بقالی ها برای رفع نیازهای روزانه، استفاده از آرایشگاه محلی، استفاده از وسایل حمل و نقل محلی و سایر اموری که می توان در داخل آن نیاز را برطرف کرد. درست است این امکانات را ما داریم ولی به خدا کمبودهایی هم داریم که امیدواریم با همت شما جوانان و همکاری مسئولین این مشکلات و کمبودها برطرف شوند . از شما خوانندگان عزیز سؤالی دارم آیا درست کردن یک پمپ فواره چند کار دارد؟ این سؤال را از دهیار روستا هم پرسیدم و در جواب به من اینگونه گفتند که تعمیر پمپ چه نیازی از شما را برطرف می کند! واقعاً آیا جواب دهیار روستا به ما جوانان باید اینگونه باشد؟ آیا وظیفه دهیار جز زیباسازی روستا است؟ آیا باید همه چیز رها شود که نیازی برطرف نمی شود؟ و بسیاری سؤالات دیگر که خواستم از طریقی پاسخی برای آن پیدا کنم . این تاریخچه با زحمات بسیار زیاد اینجانب میثم احمدی فرزند غلامرضا،  گردآوری و تنظیم شده است امیدوارم که همان قدر که برون برای من ارزش دارد برای شما هم ارزشمند باشد و این مطالب به قول خودمان دردی را دوا کند.

محقق: میثم احمدی برون

چکیده

سوابق تاریخی برون به زمان قبل از قوم ماد بر می گردد . نام اصلی این روستا بیرون بوده است به این دلیل که بیرون از قلعه تون و یا همان شهرستان فردوس واقع شده بوده به این نام مشهور می شود و بعدها با گذشت زمان به روستای برون تغییر نام داده است . دهستان برون در قسمت شرق کشور واقع شده است و در شمال شهر فردوس قرار گرفته است . از شمال به دهستان جزین  و از شرق به دهستان باغستان و از جنوب به دهستان حومه محدود می شود . مساحت تقریبی این دهستان حدود ۵۷۵/۷۶۰ کیلومتر می باشد که تقریبا ۵/۳% از مساحت کل شهرستان را شامل می شود . دهستان برون در طول ۵۸ درجه و ۱۴ دقیقه و در عرض جغرافیای ۳۴ درجه و ۱۰ دقیقه قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۵۲۰ متر می باشد. بیشتر اراضی این دهستان جلگه ای می باشد. فاصله تقریبی برون تا فردوس ۲۰ کیلومتر است و تا مرکز ۱۲ کیلومتر می باشد.

جاده ارتباطی استانهای جنوب کشور با سایر نقاط کشور از برون عبور می کند. جمعیت فعلی روستا ۱۲۲۴ نفر می باشد که در سالهای اخیر با گسترش کشاورزی چهره مهاجرپذیر به خود گرفته است. این دهستان داری یک رشته قنات می باشد که دومین قنات معروف شهرستان می باشد. محصولات مهم این روستا جو و گندم ، زعفران ، انار ، بادام ، انگور و زردآلو و … می باشد. از صنایع دستی مهم این روستا می توان به قالی بافی اشاره کرد . تعداد دامهای این دهستان ۹ هزار رأس گوسفند که از این میان  ۵۰۰۰ رأس بزمی باشد. همچنین ۷۰ رأس گاو ماده و ۳۵ رأُس گوساله و ۵ رأس گاو نر و ۱۰۰۰ قطعه مرغ . ۲۰۰ قطعه خروس و ۲۰۰ قطعه سایر طیور می باشد که به طریق سنتی اداره می شوند. این روستا مرکز دهستان برون می باشد که روستاههای خانیک و امرودکان و انارستانک و افغو و بگری و لجنو و ظهر و خرو و آبدکی جز این دهستان محسوب می شوند.

تاریخچه روستا

وحال می پردازیم به تاریخچه روستا : در گذشته راه روی آبی وجود داشته که از کوه سرچشمه می گرفته و افراد قوم ماد آنرا  حفر کرده و آب را به حوالی برون هدایت می کردند که اسم آن اکنون به « تگ مادها » معروف است که در لهجه محلی به آن تگ مادیو گفته می شود. تگ به معنای جوی می باشد و تگ مادها به معنی جویی که مادها آنرا حفر کرده اند می باشد . لازم به ذکر است که یادآور شویم مادها به صورت ییلاق و قشلاق زندگی می کردند که در تابستان به کوهستانی به نام «مادیکوه» و در زمستان به برون مراجعه می کردند. در روستای برون قلعه ای وجود داشت که در زمان قوم باطنی که از طرفداران حسن صباح بودند مورد هجوم قرار می گیرد و بسیاری از آن از بین می رود . در همان دوران قافله های یزد ، کرمان ، شیراز و بندرعباس از این مسیر عبور و به مشهد مقدس می رفتند . پول رایج درآن زمان سکه بوده که هر کس قصد مسافرت داشته باید حداقل حداقل یک قاطر را برای حمل پول خود اختصاص می داد چرا که حمل پول آن زمان مثل حالا نبوده که با یک عابر بانک مردم به سرتاسر کشور مسافرت می کنند بدون اینکه حتی کوچکترین خطری برای پولشان وجود داشته باشد . در آن زمان ممکن بود قافله ای در وسط راه مورد حمله قرار گیرد و تمام پولهایشان را به غارت ببرند. در چند سال قبل که حتی بزرگان روستا نیز از زبان بزرگان شنیده بوده اند و زبان به زبان گردانیده اند تا به ما رسیده است که می گفتند وقتی قافله مشهد از این مسیر می گذرد یک قاطر پول از شخصی به نام سید کمال در جلو قلعه جا می ماند وی پس از رسیدن به بجستان متوجه شده که که یک قاطر از پولهایش جا مانده و بر می گردد و نذر می کند چنانچه قاطر پولش بدون هیچ گونه آسیبی پیدا شود در همان مکان که پیدا شد یک بقعه خیریه بسازد. پس از اینکه مراجعه می کند و متوجه می شود جلو درب قلعه قاطرش بدون هیچ مشکلی خوابیده است ؛ در روبروی همان مکان آب انباری بنا می نماید بسیار بزرگ که شعاع آن ۱۸ متر است و اکنون نیز باقی است به جز جلو آب انبار که به خاطر طرح آسفالت کوچه ها از بین رفته است. پس از ساخت آب انبار در شب چله زمستان که آب سرد و یخبندان می بود جارچی جار می زد که کسی به آب دست نزند جهت آب انبار و آن را در آب قنات برون که حدود ۷ یا ۸ اینچ  است مدت ۲۰ ساعت آب گیری می کردند . سپس مقدار کمی نمک به آن اضافه می کردند که از آلودگی جلوگیری نمایند . درب های آنرا به طور کلی مسدود می کردند و برای تابستان مردم و قافله های رهگذر نگه می داشتند . چون آب سرد و گوارایی بود و تا ۱۰ سال پیش هنوز هم استفاده می شد ولی دیگر زیاد کسی از آن استفاده نمی کند.

  قلعه برون

روستای برون نیز مانند بسیاری از شهر های مهم ایران دارای قلعه ای بوده است . قلعه برون حدود ۶ هکتار بوده است که اکنون به خانه مسکونی تبدیل شده است و یک قسمت از آن که دیوار قلعه است باقی مانده  . دیوار قلعه حدود ۵/۳ تا ۴ متر عرض داشته که افراد نگهبان با اسب و قاطر دور برج های آن رفت و آمد می نمودند . یکی از برج ها که نزدیک درب قلعه بود به برج ۴ درب معروف بود که از هر طرف کسی می آمد قابل دید بود. در کنار این قلعه رباطی وجود داشت که ساخت آنرا هیچ کدام از بزرگان به یاد نمی آورند و وقتی از آنها می پرسیدیم می گفتند حتی پدربزرگان ما هم به یاد نمی آورند ، ولی متأسفانه اکنون از آن چیزی باقی نمانده که توسط شورای وقت آن زمان تخریب گردیده و دفتر مخابرات درآنجا احداث گردید. جلو همین رباط حوض بزرگی بود به نام حوض میرزا که ساخت آن هم معلوم نبود و در کنار اینها مسجد جامع به نام مسجد حاج عبدالله است که مدت چند سال چوپانی می کند و از دستمزد چوپانی، این مسجد  عظیم را که زیربنای آن ۱۰۰ متر یا شاید بیشتر هم است را ساخته و مقداری از قنوات برون را وقف مسجد نموده که هنوز  این مسجد پا برجاست. و همه روزه نماز صبح و ظهر و شب در آن به جماعت برگزار می شود. که اکنون این مسجد زیر نظر اوقاف شهرستان فردوس می باشد . در زلزله سال ۴۷ ایوان مسجد خسارت دید که با همت چند تن از افراد روستا  و با نظارت و استادی حاج احمد شجاعی تجدید بنا گردید . نمای داخل ایوان این مسجد در سال ۱۳۸۷ با همکاری اداره میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان  تعمیر شد. طبق گفت و گویی که با رئیس اداره میراث فرهنگی داشتیم ایشان فرمودند که تلاش فراوان کردیم که نمای داخلی مسجد به همان شیوه قدیمی انجام شود و   تا اندازه زیادی موفق بودیم.در حال حاظر این مسجد جزء آثار ملی محسوب می شود که ثبت آثار ملی  می باشد. طبق بازدیدی که نشریه نسیم صبح برون از مسجد جامع به عمل آورد متوجه شدیم که ایوان اصلی مسجد در حال تخریب است و نیاز به تعمیرات دارد. در شماره های قبل پیگیری هایی صورت گرفته که امیدواریم بتوانیم این اثر باستانی را حفظ کنیم و نگذاریم مانند آثار دیگری که در برون وجود داشت و تخریب شد این اثر تاریخی هم تخریب شود و امیدواریم آیندگان ما هم در حفظ آثار ملی روستایمان کوشا باشند .

آثار تاریخی

چند سال قبل که جاده وسط روستا را درست می کردند یعنی همان بلوار شهدا که قبرستان قدیم روستا در همان قسمتِ ساختِ راه قرار داشت که مجبور شدند قسمتی از آن را خراب کنند که طی این خاک برداری ها سنگ لوحی از طبقه دوم قبرستان پیدا شد که به تاریخ ۲۷۰ سال قبل بر می گشت. اگر مسئولین محترم همت نمایند و از طریق آثار فرهنگی پیگیری نمایند متوجه خواهند شد که برون سابقه ای دیرینه دارد . البته طی صحبتی که با بزرگان روستا داشتم متوجه شدم که قریب ۳۵ سال قبل وقتی بچه ها در کنار گذر این روستا بازی می کردند کوزه ی کوچکی پیدا شده که حدود ۱۰ تا ۱۵ سکه داخلش بود که یک طرف آن محمد رسول الله نوشته بود و طرف دیگر آن معلوم نبود چه خطی حک شده بود، که توسط همان بچه ها به دلیل اینکه مردم اطلاع کافی نداشتند که جمع آوری و تحویل آثار باستانی بدهند گم و از بین رفت فقط با این تفاسیری که می گفتند متوجه شدم که بالای ۵۰۰ سال قدمت داشتند ولی حیف که …

قنات برون

حال می پرازیم به قنات این روستا که معروف است به قنات گبری .این قنات دارای ۷ رشته است که از یک رشته اصلی سرچشمه می گیرد که دشت وسیعی را آبیاری می کرده که هنوز هم آثار آن باقی است ، اما به علت خشکسالی های پی در پی و مرمت نکردن آن آبش کم شده است. یکی از نخ های این قنات از کوههای نزدیک روستای انارستانک سرچشمه می گیرد که به همین نام هم معروف است که هم اکنون نیز در این نخ تعمیراتی در حال انجام است . طبق بازدیدی که خود بنده از این نخ به عمل آوردم یکی از چاههای آن تا ۱٫۵ متر بار روی هم می باشد و نیاز به مرمت دارد. یکی دیگر از نخ های این قنات نخ خانیک می باشد که از کوهای نزدیک خانیک سرچشمه می گیرد که ۶۰ متر آن هم در اوایل سال ۸۹ مرمت شد. یکی دیگر از نخ های قنات برون نخ تل آباد می باشد که آن هم هم اکنون نیاز به مرمت دارد و یکی از نخ های کم آب قنات برون نخ معروف نخ نوق می باشد که آن هم در اواسط سال ۸۹ مرمت شد. در کنار این قنوات  بند ساری وجود دارد به نام بند گبر که در اصطلاح محلی به آن بند گَور می گویند.

آبگرم معدنی

و حال آبگرم معدنی که در حوالی این روستا وجود دارد که در کتاب لغت فرهنگ معین نیز به همین نام نوشته شده است که قبلا یک استخر سرباز بوده و شخصی به نام ملک رضایی حوضچه ای دیگر در آن بنا نموده که معروف شده به استخر ملک.چند سال قبل در زلزله سال ۴۷ آب آن قطع شد و خشکید و حدود ۱۰ سال بعد یکی از اهالی روستا متوجه  می شود که دهانه استخر آب دارد و با کمک اهالی آنرا مقداری حفر می کند و آب آن جاری میشود. آب جاری شده ابتدا سرد بود ولی با تلاش بسیار هم اکنون حدود ۱۶۰ درجه گرما دارد . این آبگرم اکنون زیر نظر هلال احمر شهرستان فردوس قرار دارد که بناها و خانه های پیش ساخته در آن قرار دارد. آب این آبگرم خواص بسیاری دارد که می توان به تسکین درد مفاصل اشاره نمود . اخیراً هم در پایین این مجتمع یک استخر دیگر احداث کردند با طراحی بسیار زیبا ولی به دلیل کم آبی چند ماهی است تعطیل شده است.

زندگی مردم

درگذشته مردم این روستا به صورت ییلاق و قشلاق زندگی می کردند، یعنی در بهار به باغستان و در زمستان به برون مراجعت می کردند. آنهایی که باغ نداشتند به طور رایگان به کسانی که باغ نداشتند میوه می دادند که بی بهره نباشند و همه از محصولات باغ ها استفاده کنند و این نشانگر آن است که مردم روستا بسیار مهمان نواز هستند و اگر کسی در روستا ماشینش خراب شود از او به خوبی پذیرایی می کنند و حتی  خانه و پتو نیز در اختیارش قرار می دهند که شب را در بیرون سرما نخورد.

محصولات روستا

از صادرات این روستا می توان انار آن را نام برد که در تمام توابع معروف است و همچنین روغن حیوانی زرد و کشک آن که هنوز هم به طور جدی درست می کنند و معروف تمام توابع است. از دیگر کشت و کار های این مردم می توان به خربزه و هندوانه وگندم و جو و زعفران چغندر و پنبه اشاره کرد که پنبه و چغندر اکنون کم کشت می شود . یکی از معروفترین محصولات این دهستان زعفران می باشد که شهره خاص و عام است و حتی به کشورهای خارج نیز صادر  می شود.

بازیهای محلی

به چند بازي كه بيشتر از همه رواج داشته به اختصار اشاره ميكنم.البته همه اين بازيهاي سنتي مخصوص ساليان گذشته بود واز وقتي امكانات برق تلويزيون و… وارد روستاها شد ديگر اين بازيها به كم كم منسوخ شده وكسي زياد به سراغ آنها براي تفريح نميرود وشايد هم از معايب مدرن شدن وزندگي ماشيني همين گرفتاري بيش از حد مردم باشد كه كسي فرصت وبه عبارتي دل اين كارها راندارد. باتوجه به اينكه دوستان اكثراً با نحوه بازيها آشنا هستند فقط به نامبردن از آنها اكتفا ميكنم.

امان از اين تلويزيون ها يادش به خير من كه به ياد قديم حسرت ميخورم هر چند سنم کم است ولی با تعاریفی که از بزرگان روستا شنیده ام واقعا دورانی بود که گذشت .

یکی دیگر از بازیهای رایج در روستا تیله بازی می باشد که بیشتر در سنین نوجوانی به این بازی روی می آوردند.

و دیگر الک دولک که بچه های متولد دهه ۶۰ آخرین ها بودند.

گردو بازی که در روستا با لفظ جوز بازی رایج بود یکی دیگر از بازیهای قدیمی روستاست که دیگر فراموش شده است . این بازی بیشتر بین تمام سنین انجام می شد. این بازی هم بچه های متولد ۷۷ آخرین ها بودند. اما افسوس كه ديگر كسي به سراغ اين بازي ها،  امروزه نميرود وبه همان اندازه شادي هم بين مردم كم شده وحتي بازي ها هم در همه جا يكسان شده وديگر از بازي محلي خبري نيست همه چي شده فوتبال و واليبال و… كه البته بنده ارزشگذاري نميكنم كدام بهتر است وكدام بدتر فقط اينقدر ميدونم كه اونوقت ها خوشتر بوديم .

هر چند بنده خود متولد اوایل سال ۷۱ می باشم ولی آنقدری به خاطر می دهم گذشته را و می دانم که چه دوران خوبی را از دست دادیم . حال تنها بازی بچه ها شده فوتبال آن هم در داخل بلوار که مسیر رفت و آمد وسائط نقلیه   می باشد . آیا کمبود یک استادیوم ورزشی در برون احساس نمی شود؟ باز از این بازی بدتر بازی های رایانه ای است که به تازگی در روستا رایج شده و بچه ها بسیار به آن وابسته شده اند به گونه ای که درس خواندن را فراموش کرده اند.از دیگر بازیهای محلی این روستا می توان قائم موشک یا پادشاه و وزیر و هفت سنگ را نام برد که در قدیم اجرا می شده و در سالهای اخیر بین بچه ها دوباره دارد اجرا و احیا می شود.

آداب و رسوم دهستان برون

از رسم های دیگر این روستا این است که به قول خودمان  شب های چله یا همان زمستان هر چند خانواده دورهم جمع می شوند و کف می زنند. کف از ریشه گیاهی مخصوص به نام بیخ تهیه می شود که این گیاه را از کوهستانهای اطاف روستا جمع آوری می کند . که باید برای چند نوبت اول آنرا بجوشانند و بعد کف بزنند. لازم به ذکر است که درقدیم از آب های جوشانده شده همین گیاه برای شستن و تمیز کردن لباس ها استفاده می شده که اکنون دیگر رایج نیست ولی کف زدن همین الان هم مردم در شب های چله انجام می دهند و یک نوع شادی محسوب می شود. این بیخ ها را پس از دو نوبت که جوشاندند و آبش را ریختند برای نوبت سوم آنرا در ظرف سفالی به نام «تقار» می ریزند و با هم زن که در قدیم با چوب های درخت گز هم زن درست می کردند و هم می زدند ولی با پیشرفت تکنولوژی دیگر از این روش استفاده نمی کنند و بیشتر با همزن های برقی این کار را انجام می دهند و این کار را انجام می دهند تا زمانی که به قول خودمان کف ها بالا بیاید و وقتی که بالا آمد به آن شیره انگور یا شکر اضافه می کنند و با قاشق می خورند.

آجیل شبهای زمستان کشمش، هسته زردآلو ، کشته انجیر و کشته زرد آلو و تخمه ی خربزه و هندوانه بود .

از رسم های قدیم این روستا این بوده که پسرها را در سن ۵ یا ۶ سالگی ختنه می کردند و شب های ختنه سوری به این صورت بوده که اقوام نزدیک تا صبح در کنار بچه دو بیتی می خواندند یا عده ای پادشاه وزیر بازی می کردند. وقتی مراسم ختنه سوری بچه ای بود دو شب جشن می گرفتند . که شب جلوتر حنا بندان بود و شعر معروف حنا حنا می بندیم به دست و پا می بندیم را زمزمه می کردند و چند نفر نیز در میان مجلس رقص های محلی می رفتند. ضمناً برای شب ختنه سوری شمع ریزان بود که درختچه کوچکی درست می کردند و تمام شاخه های آنرا پنبه پیچیده و روغن دُمبه گوسفند به آن می مالیدند و شب ختنه سوری در حیاط خانه روشن می کردند . به وسیله افراد تئاترهای محلی هم در آن شب برگزار می شد . عصر سوم که بچه را ختنه می کردند همگی اهالی به چای و شیرینی دعوت بودند و هر کس به اندازه توانش پول به بچه هدیه می داد که هم اکنون دیگر خبری از آن رسم و رسومات نیست و فقط بعضی از این کارها از جمله دادن پول و دعوتی اهالی مرسوم است . این را بگویم که بزرگترها می گویند که چند روز قبل عده ای از اهالی با الاغ به صحرا می رفتند و هیزم جمع می کردند و به صورت قافله به روستا می آمدند . در مراجعت زمانی که نزدیک روستا می شدند مطرب ها با ساز و دُهُل به استقبال بار های هیزم می رفتند تا به درب خانه می رسیدند. افراد غنی چند روز بعد از ختنه سوری ولیمه فرزندشان مردم را دعوت می کردند و دامادی هم به همین صورت انجام می شد با این تفاوت که عصر سوم از طرف داماد هدایایی به نام تُقُض  به خانه عروس برده و در برگشت جهاز عروس به خانه داماد می آوردند .

از مراسم دیگر جشن سده بود که دو شب از چله بزرگ و یک شب ا ز چله کوچک را مردم هیزم به پشت بام می آوردند و آتش روشن میکردند و با صدای بلند فریاد می زدند آهای سده ، سده و شعار هایی از این قبیل : زنان بی شو چله به در شو (یعنی زنان بی شوهر چله تمام شد ) یا ۱۰۰ به غلّه ، ۵۰ به نوروز ؛ سده سده ی دالان ، بمیره غله داران – البته غله دارانی که بخشش نداشتند – و از این قبیل مراسمات که هم اکنون دیگر حتی نسل امروز نام آن را هم نشنید ه اند و دیگر در روستا برپا نمی شود.

از دیگر جشن ها در روستا مراسم عید نوروز بود که سبزه می کاشتند یا تخم مرغ رنگ می کردند ، نان زرد ، تافتون و کلوچه جهت پذیرایی عید درست می کردند و مثل حالا نبوده که باید از هر نوع شیرینی یکی بخرند و مصرف هم نشود و بعد از نوروز دور بریزند. یک هفته قبل خانه تکانی حسابی می کردند . دید و بازدید عید رسم همه بود حتی کسانی که با یکدیگر قهر بودند ، آشتی می کردند. که هم اکنون نیز رایج است. بازی هایی مثل گردو بازی که ما در اصطلاح محلی به آن جوز بازی می گوییم که هم اکنون نیز بین جوانان رایج است و دیگر شیر یا خط و قاب بازی جهت برد و باخت رسم بود . آنهایی که نامزد داشتند عید به دست بوسی پدر زن و مادر زن می رفتند و هدیه ای هم برای نامزدشان می بردند و مادرزن هم در عوض هدایایی از قبیل دستمال ، جانماز ، عطر، و صابون معطر و … به داماد می داد. روز سیزده بدر همه از روستا خارج می شدند و به طبیعت می رفتند و یکی از رسم های بزرگان که همین الان هم رایج است گره زدن سبزه است. در قدیم یک محل به نام شش درختی وجود داشت که خیلی سرسبز و دیدنی بود و مردم از دور و نزدیک به آنجا می رفتند و بچه ها نیز در آنجا تاب می بستند و به نوبت تاب بازی می کردن که هم اکنون متأسفانه دیگر اثری از آن مکان نیست و فقط یک درخت خشک شده از آن باقی مانده است. در عوض به جای آن در سال  ۱۳۸۰سدی در ۹ کیلومتری روستا احداث شد که هم اکنون در روز سیزده نوروزهمه به آنجا می روند .

از دیگر عیدهای مردم در این روستا عید غدیر بوده که تبرک داشته و سحرگاه از آّب قنات بر می داشتند ، زیرا معتقد بودند که نهری از آب بهشت داخل قنوات می شود .در این عید هم مردم به دید و بازدید همدیگر می رفتند و صبح روز عید نماز عید را بر پا می کردند و بعد به گلزار شهدا می رفتند و در آنجا نیز مردم شیرینی می آوردند و از دیگران پذیرایی می کردند و شادی یکدیگر را با هم تقسیم می کردند. که هم اکنون نیز اینعید با اقتدار همه مراسمش انجام می شود.

ازدیگر اعیاد مسلمانان که مردم مؤمن این روستا نیز به آن مقید بودند و هستند عید قربان است . در این عید افرادی که به مکه مشرف شده بودند قربانی می کردند و کسانی هم که در طول سال تا عید قربان یکی از افراد خانواده شان متوفی می شد ، اولین عید قربان ۳ گوسفند قربانی می کردند و گوشت آنرا بین مردم تقسیم می کردند.

شب های لیلۀ القدر دسته های سینه زنی در مسجد جمع می شدندو دعای مخصوص لیله القدر را می خواندن از جمله قرائت یک جز از قرآن مجید و قرائت دعای جوشن کبیر و تلاوت سوره دخان و روم و عنکبوت از دیگر کارهایی بود که انجام می داداند که هم اکنون نیز به قوت خود باقیست و با شور بیشتر و استقبال بیشتر مردم مواجه می شود. و در آخر مراسم قرآن به سر انجام می داداند و تا صبح احیا و شب زنده داری می کردند . روز عید فطر به خانه همدیگر می روند و قبولی طاعات را از خداوند می طلبند . شب های محرم از همان اول تا ۴۰ در روستا مراسم عزاداری بر پاست و بعد از ظهر روز ۸ محرم هیئت ابوالفضلی گوسفندانی را که خود اهالی روستا به هیئت هدیه داده اند را ذبح می کند و برای روز نهم در دیگ می کند تا روز نهم تمام مردم به هیئت ابوالفضلی می روند و لقمه ای به تبرکی میل می نمایندو روز بعد هم برای هیئت صاحب الزمانی همین مراسم را انجام می دهند . در گذشته در شب عاشوره عده ی زیادی از مردان پیر روستا در مسجد جامع جمع می شدند و به احیا می پرداختند ، چند نفر هم قیام مختار را می خواندند و بقیه گوش می دادند که دیگر اثری از این مراسم نیست و همه در هیئت جمع می شوند و بیشتر به سینه زنی و زنجیر زنی می پردازند. در روز نهم محرم نخل روستا را سیاه پوش می کنند و تا بالای روستا می برند که  و در روز عاشورا نیز شبیه خوانی و مجلس یزید فراهم می کند . صبح روز عاشورا که فرا می رسد چند نفر برای آذین بندی نخل میآیند و آن را تزیین می کندو ظهر عاشورا که فرا می رسد مردمروستا همگی مخصوصا جوانان روستا آماده می شوند و پس از اینکه آمادهشدند با صدا طبل نخل را بلند می کنند و در ابتدا به هیئت فاطمیه می روند و پس ازآن به مزار شهدا می روند و پس از آن نخل را به دور روستا می چرخانند زیرا مردم معتقدند که به حرمت نخل امام حسین(ع) روستا از هر گونه بلا در امان می ماند ، حتی زمانی که خشکسالی است و بارانی نمی بارد نخل را سیاه پوش می کردند و به دور روستا برده و روضه خوانی کرده و دعای باران می خواندند و حلیم می دادند. و چون مردم در آن زمان خالص و معتقد بودند به محض برداشتن نخل در آن شبانه روز باران می آمد.

ناگفته نماند که برون هم دارای چندین آسیاب آبی بود که یکی پس از دیگری ویران شد و هم اکنون آثاری از آنها باقی است.

تاریخچه ای مختصر از دهستان برون بود که لازم بود نوشته شود تا نسل های بعدی نیز بدانند که برون چه بوده و چه شده و آنها چه خواهند کرد .

حال بیایید دست به دست هم داده و روستای قدیمی و از بین رفته را دوباره احیا کنیم . بیایید و برگردیم و از شهرنشینی دست کشیده یا حداقل به فکر زادگاهمان روستای شهید پرور برون باشیم .اکنون که روستایمان دارای گواراترین آب لوله کشی ، برق و ارتباط تلفنی با کلیه شهرها وحتی خارج از کشور و در آینده نزدیک گاز را دارد نگذاریم به دست فراموشی سپرده شود و به روستایی ویران تبدیل گردد .  همت شما بزرگواران را می طلبد چرا که این روستای شهید پرور که ۱۴ شهید گرانقدر را تقدیم اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی نموده است. هم اکنون یکی از مناطق مهم کشاورزی در شهرستان محسوب می شود و اگر از بین برود کشت محصولات هم متوقف خواهد شد. هر یک از ما در تک تک کوچه های روستا و زمین های کشاورزی آن و به طور کلی در برون خاطراتی داریم ، فراموش نشدنی ، فقط به خودآییم و خاطرات بچگی و جوانی خود را مرور کنیم. امیدوارم روزی برسد که دوباره برون به روزهای اوج خود برسد و این محقق نمی شود مگر با همت شما برونیهای عزیز.                                                              به امید آن روز

( حب الوطن نصف الایمان )

گردآوری شده به قلم شکسته و ناقص   میثم احمدی برون

 

روستای برون - شهرستان فردوس - خراسان جنوبی

زیباشرق | رزرو هتل و اقامتگاه های شرق ایران | اولین شبکه اجتماعی گردشگری شرق ایران

zibashargh admin

نظر (0)

پاسخی بگذارید

عضویت در خبرنامه

از آخرین اخبار و تخفیف‌های هیجان‌انگیز ما مطلع شوید.